عرفان اسلامی در سخن امام علی (ع)

امروزه بازار عرفان در بسیاری از کشورها، همچنین کشور ما داغ شده است و بسیاری از جوانان حقیقت جو به دلیل کمبود آگاهی در این زمینه، دچار دام های افرد سودجویی شده اند که احساسات پاک آنان را برای مقاصد شوم خود به بازی گرفته اند. از آن جایی که اکثر فرق صوفیه طریقت خود را منسوب به امام علی(ع) می دانند، بررسی شاخصه های عرفان از دیدگاه امام علی(ع) امری ضروری است. آیا امام العارفین و الزاهدین تنها به عبادت و ریاضت می پرداخت و در اجتماع حضور فعّالی نداشت؟ یا اینکه او علم و حلم، جنگ و زهد، آخرت و دنیا، تعقل و عزت نفس، فقر و غنا و… را با هم یک جا جمع کرده بود و فردی با کامل ترین ظرفیت انسانی اش بود؟ اسلام برای کمال بشر هدفی جز به فعلیت رساندن تمامی استعدادهای بالقوه اش ندارد و علی(ع) یگانة تاریخ در بهره مندی از تمام ظرفیت الهی اش بود. از این رو سالکان کوی حق باید به امام خود اقتدا کنند؛ چرا که برای هدایت بشری بهترین راهنما و الگوست.

عرفان از نظر لغت و اصطلاح
عرفان در لغت به معنی شناختن، آگاه شدن، دانستن و بازشناسی آمده است و بیشتر به معنای شناخت و معرفت خداوند استعمال می شود.[1] راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن کریم، معرفت و عرفان را ادراک شیء با اندیشیدن و تدبر در اثر آن دانسته است.[2]

عرفان در اصطلاح، علم و ادراک خاصی است که از راه تزکیة نفس و تصفیة جان به دست می آید؛ یعنی از طریق سیر و سلوک، مکاشفاتی نصیب سالک می شود که از وقایع و حقایق هستی حکایت می کند و نیازمند تفسیر است.[3]

همچنین آن را طریقه ای ویژه برای دستیابی و شناسایی حقایق هستی از راه تهذیب نفس و قطع علایق دنیوی و توجه تام به معنویت و حقیقت هستی دانسته اند.[4] گاهی به شناخت ماوراء محسوسات (ماوراء ماده) هم عرفان اطلاق شده است.[5]

تقسیمات عرفان
علم عرفان به دو بخش «عرفان نظری» و «عرفان عملی» تقسیم می شود. عرفان نظری عبارت است از تفسیر مشاهدات عارف و یافته های حضوری و بی واسطة او از حقایق هستی که در قالب الفاظ و مفاهیم بیان می شود و گاهی به صورت استدلال های فلسفی به شکل بحث های علمی مطرح می گردد.[6] گاهی به ضوابط و روابط کشف و شهود نیز عرفان نظری گویند.[7]

عرفان عملی همان مراحل سیر و سلوک است که نتیجة شهود قلبی حقایق هستی است.[8]

در واقع عرفان نظری، هستی شناسی عرفانی است و عرفان عملی، بیان مراحل و مقامات معنوی است. عرفان ممکن است سازنده و مثبت یا منفی و مخرب باشد. عرفان مثبت یک حرکت پویا به سمت رشد و تعالی انسانی است و همة جنبه ها، ظرفیت ها و استعدادهای بشری را به سمت تکامل می برد، اما عرفان مخرب یا منفی که اغلب از آن به تصوف یاد می شود، همان حرکت انحرافی از مسیر حق و رکود از پله های انسانیت و گوشه گیری افراطی از جامعه است.

در عرفان منفی، زهدگرایی و ریاضت کشی های فرد بیشتر برای کسب اعتبار و رتبة دنیایی است و به هدف سیر و سلوک الهی توجه نمی شود. این عارف نمایان در صحنه های سیاسی ـ اجتماعی حاضر نمی شوند و بیشتر به گوشه گیری و عبادت مشغول اند.

هدف عرفان از دیدگاه امام علی(ع)
امیرالمؤمنین(ع) وقتی مباحث عرفان نظری مانند توحید، ولایت انسان کامل و… یا مراحل سیر و سلوک (عرفان عملی) را بر می شمرد، هدفی جز تعالی روح معنویت افراد مؤمن ندارد؛ زیرا او خود انسان کامل است که برای هدایت انسان ها تلاش می کند.

امام علی(ع) اساس و شالودة دین را، معرفت خداوند و کمال شناخت حضرت حق را، تصدیق و توحید الهی می داند که موجب اخلاص انسان در تمامی مراحل زندگی است:

«أوّلُ الدّینِ مَعرِفَتُهُ وَ کمالُ مَعرفَتِهِ التَّصدیقُ بِهِ وَ کمالُ التَّصدِیقِ بِه توحِیدُهُ وَ کمالُ تَوحیدِهِ الإخلاصُ لَهُ[9]؛ اساس دین (آغاز دینداری) شناخت خداوند است و کمال شناخت خداوند، تصدیق به وجود او (باور داشتن او) و کمال باور داشتن خدا، اقرار به توحید و یگانگی اوست و توحید او با اخلاص نسبت به او تکمیل می شود».

بنابراین هدف دین، معرفت خداست و هدف عرفان از دیدگاه امام علی(ع)، توحید او و سپس اخلاص برای اوست. برای رسیدن به اخلاص فرد مؤمن باید ابتدا ایمان خود را کامل نماید تا به بینش توحیدی برسد (کمال التصدیق به توحیده) و برای هیچ کس یا هیچ چیز در مقابل خداوند، ارزشی قائل نشود؛ بلکه تنها به سمت معبود و محبوب حقیقی حرکت نماید.

«بنابراین عبادت که همان تسلیم و خضوع در برابر معبود است، از احساس وابستگی وجود و کمال پرستش کننده به معبود ناشی می شود و این برخاسته از معرفت است»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *